تبليغاتX
بچه ها جوونه ی زندگیند





بچه ها جوونه ی زندگیند

هنر و سرگرمی

توصیه نوشت : این مکان های پورنگی مگر قرار نبود پاک بمونه پس چرا در موقعی که

مطلبی را  به هر گونه از کسی متوجه نمی شویم به خود فرد مستقیم نمیگوییم!!!!!!

گوشه عکس پروفایلم مطلبی رو اضافه کردم بخونید بد نیست(با اونایی که....)شاید

عده ای فکر کردن که تند حرف زدن و بیراه کلام گفتن رو الناز بلد نیست فکر کردند که

من نمیتونم مطلبی بیراه برایشان بنویسم تا دیگران برایم دست و هورا بزنند خیر

اینطور نیست بلکه الناز

حرمت طرفدار بودن عمویی رو نگه داشته چرا که طرفداره عمو باید مانند

اخلاقیات عمو در برابر آنان که چشمان را می بندند و میگویند و می نویسند صبوری

کرده پس النازم این گونه است 

یه کلام ختم کلام متاسفم برایشان که هر طریقی صحبت میکنند در پشت نقابه........

 
Elnaz |14 |سی و یکم اردیبهشت 1391 |

به نام خدای آفرینش

سلام حتی نمیدونستم چه روزی است فکر میکردم که دیروز  پنجشنبه و 31 جمعه است با پیام دوستان فهمیدم روز یکشنبه تولدم میشه

  
[تصویر: bday03-copy-bday-birthday-party-smiley-e...-large.gif]

از باران عزیزم . فرانک جونم . عطیه بالاگر مهربونم ساجده جونم. مهدیس نازنین که زحمت کشیده و این کار زیبا رو به همراه کیک خوشمزه فرستاده برام

مهدیس جان دستای شما پر از عشق و دوستی است نفرمایید قدر تمامه لحظات خوش داشته ام و

نداشته ام دوستت دارم............... بی نهایت مدیونم کردی بی نهایت بی نهایت حتی نمیتونی فکرش

رو  بکنی همیشه برای قبولی ارشد صادقانه دعا کردی ...من به دعایت محتاجم و دعا گوتم هستم

کیک بسیار خوشمزه ای بود دست بوسه تم مهدیس دل مهربون و دل پاکم 

 

          
   

 همچنین از اسمانظری، زینب.د ، و مریم بانو کمال تشکر رو دارم

                        

     الهی کسایی که نمیتونند دوستی های پر مهر ببینند ......             

Elnaz |14 |سی و یکم اردیبهشت 1391 |

     به نام خدای مهربون آفریننده تمام نعمت ها به خصوص مادرهای مهربون

 چند عکس که در حین پخش برنامه گرفتم

چند روز پیش خواب دبدم عمو رو با کسی که دوستش دارم در تلویزیون اومده بیدار شدم دیدم گریم کردم

تو خواب برام جالب بود گفتم حتما در مورد تبلیغ و برگشت مجدد عموصبورمون هست اما امروز تعبیر

خوابم رو دیدم عمو و مادر مهربونش مادربزرگه نازنینه خودم اومده بود در برنامه

سیده خانم شما دقیقا شبیه تصورات خودم بودید عمو این حس رو دقیقا انتقال داده بود

مادربزرگه ناز و مهربونم واقعا باید به دستان شما بوسه زد نه یکی نه دوتا نه سه تا بلکه....................

       ****** نگاه من فدای نگاه مهربونت نازنین مادربزرگ  ********

 

Elnaz |13 |بیست و هشتم اردیبهشت 1391 |

[-Design-]